دلنوشته با طعم موسیقی

♪♫خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ♪♫ از کجا می آید این آوای دوست♪♫

دلنوشته با طعم موسیقی

♪♫خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ♪♫ از کجا می آید این آوای دوست♪♫

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب

۴۶ مطلب با موضوع «مقالات» ثبت شده است

اگر برنامه ی رادیویی "برگ سبز" را شنیده باشید،چند مورد در همه ی برنامه ها تکرار می شوند.
یکی از این موارد دو بیت از  قصیده ی عطار است که به دلایل نامعلوم در دیوان عطار موجود نیست.(در نسخه های معدودی قصیده شماره 16 نامیده شده.)
بعد از جستجو در اینترنت در حاشیه ی قصیده ی 16 عطار در سایت گنجور،ابیات این قصیده را پاره پاره پیدا کردم.که برگردان آن از نسخه ی سنگی توسط آقای حمید رضا گوهری با نام مستعار شمس الحق انجام شده که درود بر ایشان بابت این کار.
این قصیده ی ارزشمند دارای 144 بیت است و در آن به بیش از 40 آیه از قرآن اشاره ی مستقیم شده است و جز قصیده های مهم عطار است.

واینک قصیده ی شماره 16 از دیوان عطار نیشابوری:

1)چشم بگشا که جلوۀ دلدار

متجلیست از در و دیوار

2)نحن اقرب علیه آمده است  

دور افتاده ای تو از پندار
3)کل شئ محیط می بینم  

آنچه می بینمش به نقش و نگار
4)او به پیش تو ایستاده چ وسرو  

سرفروبرده ای تو نرگس وار
5)سرمه ای گر ز نور بی بصری  

نکشی در دو چشم بر سرکار

6)اندرون و برون نشیب و فراز

از پس و پیش و از یمین و یسار
7)شاهد لا اله الا هو

پیش تو پرده گیرد از رخسار
8)کاروان نفخت من روحی

به سرای تو برگشاید بار
9)ثم وجه الله آیدت به نظر

و هو معکم نمایدت دیدار
10)این تماشا چو بنگری گویی

لیس فی الدار غیره دیار

11)احدیت اگر تو بشماری

احدیت رساندت به هزار
12)همه یک قطره ایست از دریا

همه یک دانه ایست از خروار
13)اسب و پیل و پیاده و فرزین

به تن واحد آن سپهسالار
14)می نماید به چشم احول تو

شتر و پیل و اسب و گاو و حمار
15)گر تو علم الیقین به دست آری

سوی عین الیقین بیابی بار
16)روی عین الیقین عیان بینی

شوی از کاینات برخوردار
17)پس به خود گویی و به خود شنوی

لمن الملک واحد القهار

18)عشق او در دلت کند منزل

روز روشن نمایدت شب تار
19)محو گردی چنانکه از مستی

نشناسی همی سر و دستار
20)به همین دیده بنگری ظاهر

صورت خویش را ز صورت یار
21)بعد ازین ما و ساقی و لب حوض

بعد ازین ما و یار و بوس و کنار
22)گر به این بال و پر کنی پرواز

شاهبازی تو در جزیل شکار
23)روی بیگانه ای که می نگری

آشنایی بر آیدت هر بار
24)هرکه اینجا ندید محروم است

در قیامت ز لذت دیدار
25)من عرف ربه نمی فرمود

گر نمی دید حیدر کرار

26)من رآنی فقد رآه الحق

از چه رو گفت احمد مختار
27)رمز من کان هذه الاعمی

بشنوید ای کران کودن کار
28)این سخن در تو کی کند تأثیر

دارد آئینه ی دلت زنگار
29)من طلبنی وجدنی آمده است

عاشقان را به دست دست افزار
30)کار کن کار پیش از آنکه عجل

به درآرد ز هستی تو دمار
31)چند خواهی نشست صُمٌ بُکم

پا به دامن چو صورت دیوار

32)منزل تو نه دور؛ نزدیک است

پایمردی بکن قدم بردار
33)نم آبیم ما و او آب است

به هم آمیخته شکر کردار
34)فتمنوا الموت ان کنتم

صادقین آمدست در اخبار
35)گر بمیری تو پیش تر ز اجل

نکند بر تو تیر و خنجر کار
36)ملک الموت را شود به یقین

همچو سیمآب کشتنت دشوار
37)صید عنقا کجا تواند کرد

بوالفضولی که او رود به شکار

38)در شریعت بود هرآنچه حلال

درطریقت بود همه مردار
39)چون حقیقت نقاب برگیرد

هردو یک گردد ای نکوکردار
40)دع نفسک نعال را بشنو

ای برادر ز گوش پنبه برآر
41)دین احمد گزین مسلمان شو

بگذر از خویش بگسل این زنار
42)خویشتن را تو درمیانه مگیر

سد اسکندر از میان بردار
43)صفت سر زند از این مستی

بترازم به صفحه ی اظهار

44)تا امل اللسان شود خاموش

تا بطل اللسان کند اقرار
45)او خروشان چو بلبلان بهار

او خمش همچو طبله ی عطار
46)گاه کل اللسان شود با خویش

گاه طال اللسان زهی عیار
47)خود اناالحق زد از لب منصور

خود بر آمد ز فوق بر سر دار
48)گفت انا احمد بلا میمم

از زبان پاک احمد مختار

49)رب انّی به گوش خود خود گفت

خود به خود کرد حسرت دیدار
50)تا ز خود رفت لن ترانی گفت

به همه کوچه و به هر بازار

51)ناظر خود خودست و خود منظور

خود تماشا و خود تماشاکار
52)تاب در زلف و وسمه بر ابرو

سرمه بر چشم و غازه بر رخسار
53)خود گنه ساز هر گناه که هست

خود زند تا ز توبه استغفار
54)عاشق خود خودست و خود معشوق

خود طبیب خودست و خود بیمار
55)من نیم او خودست قافیه سنج

من نیم او خودست در گفتار
56)حمد خویش از زبان خود گوید

تا که بر من شوند پذرفتار
57)قم باذنی و قم باذن الله

هر دو یک نغمه است از لب یار
58)قل هو الله وقف احمد دان

وز میانش و لیک میم برآر
59)به چه معنی عبارت کفر است

هیچ فهمیده ای نکوکردار

60)خویشتن را مگوی من یعنی

من رآنی بگو پیمبروار

61)روزی از روز ها کلیم الله

خواست مرشد ز ایزد دادار
62)حکم آمد برای دین بروی

پیش ابلیس مفسد سالار
63)راه سرکرد رو به حکم نهاد

رفت درپیش آن لعین ناچار
64)گفت ایزد برای ارشادم

بر سر تو نهاد تاج مدار
65)گفت من از دم ازل دارم

طوق لعنت به گردن ادبار
66)تو ندیم اللهی نداری ننگ

من کجا و طریق این اطوار
67)به زبان نیاز بازش گفت

کای تو از راه عقل پاک عیار
68)در تکلم درآمد و بگشود

لب شکرفشان گوهربار
69)من مگو گفت تا چو من نشوی

این سخن را ز من به خاطر دار
70)شو به باطن ربوبیت بردار

کن به ظاهر عبودیت اظهار
71)خاطر خویش پاک کن به وضو

باطن خویش را نماز گزار

72)پس وضو چیست فکر کردن دل

صافی دل جدا شدن ز غبار
73)لیک غیر تو چیست هستی تو

خویشتن را کناره گیر کنار
74)نور چشم من از خودی بگذر

خویشتن را جدا جدا انگار
75)ور تو با خود ز خود خدا گویی

مشرکی باشی و خدا آزار
76)سالکی مر جنید را پرسید

کای ز سر تا قدم همه اسرار
77)به تکلم درآ که مشرک کیست

گفت ای هرزه گوی کودن کار
78)هرکه نادیده نام او گوید

مشرکست و فضول ناهموار
79)هرکه از وی نزد اناالحق نیز

بود او از جماعت کفار

80)هرکه منکر شود بود مشرک

من از او چون خدای او بیزار

81)چون دویی از میانه برخیزد

تو نمایی و او کند اقرار
82)روز آدینه بر سر منبر

گشت شبلی برای خطبه سوار
83)کرد توحید ایزدی آغاز

که یکست او چه ده چه صد چه هزار
84)مگر آنجا جنید حاضر بود

گفت ای پاکباز جان در کار
85)آنچه من با تو گفته ام بنهفت

توعیانش همی کنی اظهار
86)گفت هیهات ای یگانه ی عصر

سخن مشرکانه را بگزار(؟)
87)من همین گویم و همین شنوم

نیست کس غیر من به هر دو دیار
88)تا نکاری یگانگی را تخم

کی دهد شاخ آشنایی بار
89)ای پسر لا اله الا الله

خود ز شرک خفیست آینه وار
90)چیست شرک جلی رسول الله

خویشتن را از این دو شرک برآر

91)آن یکی وقت نزع شبلی را

گفت ای قدوه ی صغار و کبار
92)که بگو لا اله الا الله

مغفرت را ز ایزد غفار
93)در تبسم درآمد و بشکفت

همچو روی بهار و چهره ی یار
94)گفت معشوق من به استغنا

بگشاید ز روی رشوت بار
95)روزنی خود دلست از خطرات

پس بود با مشاهدات انظار
96)مسجد تو مقام تسلیم است

قبله گاه تو طاق ابروی یار
97)دل تو لقمه خوار پنج و چهار

برباید که ننگرد زنهار
98)گر بود خاطر تو مایل علم

آن خطرها ز آسمان پندار
99)ور به سوی عبادتت بکشند

خطرات ملایکش بشمار
100)جان من این چه کار شیطانست

به خطر اژدرست مردم خوار

101)ور بود خاطر تو مایل حق

مستی تو به دل شود به خمار
102)این کشاکش ز نفس شیطانی است

شرری آمده است دست بهار
103)که نباشد دل فرشته سرشت

مایل هیچ کس ازین هر چار
104)ماهی و منزل تو اَوادنی است

نیست جای شکیب و جای قرار
105)لیک اینجا ستادنت مشکل

بلکه ز اینجا گذشتنت دشوار
106)حج چه باشد ز خود سفر کردن

به کجا جانب هدایتگار
107)ای پسر در ره شریعت فرض

عشوه ده یک بود بدین دیندار
108)در شریعت گذشتن آزاد است

در حقیقت گذشتن از انکار
109)تو اگر مرد این خجسته رهی

دامن از کاینات خود بفشار
110)هستی خویش را زکوة بده

بر سر دوستی بکن ایثار

111)فیض یزدان گران تر از کوهست

کوه برگردن فرشته مدار
112)چیست غسل تو در ته توحید

غوطه خوردن نیامدن به کنار
113)چیست تجرید گشتنت آزاد

از هزاران هزار دنیادار
114)پس از آن از برادر و خواهر

پس از آن از تمام خویش و تبار
115)غم اینها به هیچ نوع مخور

بگذر از جمله و به حق بسپار
116)ز آنکه داریم ما همه خوردن

ز آنکه داریم ما همه غم خوار
117)ماه و خورشید و زهره و مریخ

ابر و باران ز ما همه آزار
118)پس تجرید بایدت تفرید

یعنی از آخرت شدن بیزار
119)همه بهر تو در مشقت و رنج

تو برای همین کشی آزار
120)فارغ از دین و تارک از دنیا

نکند فرق افسر و افسار

121)دین و دنیا و دوزخ و فردوس

تو رها کن به این خران بسپار
122)خورده بودم مگر شبی سیری

شکمم را گرفته بود آزار
123)گفتم امشب خلاف عادت خویش

سیر خوردم از آن شدم بیمار
124)اذکرو الله اولین فرمود

وقنا ربنا عذاب النار
125)چند خواهی چو شاخ گل بالید

کین بر دل ببرد و این دلدار
126)زود باشد که فی فنا فی الشیخ

بینی از خویشتن شدی بیزار
127)او ز تو گنده خوار همچو خدنگ

تو و من باز مانده چون سوفار
128)هر چه بی یاد او تو پنداری

زهر تست او خودست مهره ی مار
129)چشم من وقف راه قسمت دان

ناوالوقت خواندنست اقرار
130)ای برادر عطای تو وهم است

که همی افتی از سر دیوار

131)دید کس بایزید را در خواب

بود شخصی که بودش از اسرار
132)گفت ای شاهباز عالم قدس

گفت ای قُدوه ی اولوالابصار
133)بگو از سرگذشت اول شب

چه شنیدی تو از یمین و یسار
134)گفت آمد ندا ز عالم قدس

که چه آورده ای بیا و بیار
135)گفتم آورده ام گناه که هست

نام تو هم غفور و هم غفار
136)لیک از من نرفت در توحید

شرک از کردگار لیل و نهار
137)ورنه هنگام رفتن تو امین

زیر پا آمدت همین مقدار
138)نام خود بر صحیفه ی لاریب

خود رقم کرده ای اناالغفار
139)کیسه ی من پر از گناهان است

من خریدار واپسین بازار
140)این قصیده ی من است هاتف غیب

تیغ والا پسند آینه وار
141)این نه شعر است چیست معجزه ای

گرچه ماند به صورت اشعار
142)قلم راستی به دست آور

بر ورق های جان و دل بنگار
143)لیک باید که کار فرمایی

ورنه خون می خورد دل عطار
144)همه شوق است اندر این صفحه

همه عشق است اندر این طومار

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۷
درویش محمد خراباتی



با فرارسیدن چهار شنبه سوری گاهی فکر چکونگی تضاد بین روز چهار شنبه که در گاهشماری ایرانیان باستان و جود نداشته و گرامیداشت و برپایی جشن و سور و سرور آتش که در فرهنگ و ایین های ایرانیان باستان وجود داشت بروز می یابد.

بر پایه گاهشماری و تقویم ایران باستان ایام روزهای هفته شنبه تا جمعه وجود نداشت بلکه سی روز هر ماه هر کدام نامی داشت بنابرین اصولا روز چهارشنبه ای در میان نبود که بخواهند شب اخرین چهار شنبه سال را جشن بگیرند و مانند دیگر جشن های آن دوران آتش نیز بر پا کنند..پس حقیقت چیست؟!

پژوهشهای برامده از مطالعه متون کهن می اید اینست که ایرانیان باستان حدود 2 هزار سال پیش از میلاد مسیح پی بردند که سال 12 ماه سی روزه نبوده بلکه 36۵روزه و کبیسه بوده است.. براین اساس انا ن روز 26 اسفند که همان روز پایان سال در گاهشماری 360 روزه و پایان سال آنان بوده را جشن میگرفتتد.
به عبارت دیگر می توان این نتیجه را گرفت که ایرانیان باستان در 26 اسفند که هم پایان سال 360 روزه بوده و هم چهار شب مانده به پایان سال365 روزه را همزمان در یک شب جشن میگرفتند.
بر این اساس 26 اسفند هر سال در هر روزی از هفته که بیفتاد همان روز( چهار شب به) سور پایان سال است . روشن است بدین صورت لزوما این روز چهارشنبه پایان هرسال نخواهد بود بلکه ممکن است 26 اسفند در هرسال هر در یکی از روز شنبه.....تا جمعه باشد.

چنین گاهشماری میگوید روز درست می باید( چهارشب به سوری ) پایان سال است و نه چهار شنبه سوری که قرن هاست مصطلح بوده است
اما چگونه (چهار شب به سور) پایان سال کبیسه تبدیل گردید به چهار شنبه سوری فعلی؟

نخست انکه( چهار شنبه) و( چهار شب به) همآوایی تلفظ و فونتیک یکسانی دارند.
دیگر انکه گفته شده است که روز چهارشنبه یا همان یوم الا اربعه سابقا در زبان و فرهنگ عرب روز نا شگون و نامبارکی بوده که با حضور تعالیم اسلام در فرهنگ ایرانیان بین این جشن( چهار شب به) پایان سال واخرین چهارشنبه پایان سال همزیستی پدید امد .
وبدین ترتیب یوم الاربعه و چهارشنبه نا شگون نزد اعراب آن دوران به جشن سور ایرانیان در( چهار شب به) پایان سال امتزاج و پیوند خورد,تحمل و برگزار و ماندگار شد.
نکته پایانی که در باره این جشن و سور میتوان گفت آنست که واژه سور صرفا معنی جشن و مهمانی را ندارد و ودر زبان وگویش های اقوام کرد لر وبختیاری معنای سرخ میدهد وبه سرخ سور میگویند که با اتش افروزی در این شب هم معناست
به همین جهت در اصفهان گاهی این شب را چهار شنبه سرخی هم میگفته اند. با این یاد اوری همانند اکنون که در شب های جشن وسرور چراغانی و نور پردازی و رقص نور برپا می دارند . بدیهی بوده است که در آن دوران این چراغانی و نور پردازی با رقص زبانه های آتش صورت می یافت.
بدین ترتیب چهارشنبه سوری نادرست
و
درست آن :
چهار شب به سوری

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۷
درویش محمد خراباتی


بررسی آواز بیات ترک

این آواز روی درجه 3 دستگاه شور قرار میگیرد.مثلا از شور سل میشود روی نت سی بمل(در فواصل شور سل سی بمل است).درجات آن بر اساس فواصل شور است اما جملات معرف بیات ترک بصورت پاساژ(حرکت روی درجات بصورت رفت و برگشت) با تاکید روی درجه3 خودنمایی میکند.

با اینکه این آواز برداشت از شور است اما تنها با ربع پرده اختلاف روی نت ماقبل شاهد شباهت بسیاری به درجات دستگاه ماهور دارد.بعنوان مثال؛

بیات ترک دو(دانگ منتهی به شاهد)

سل،لا،سی کرون،دو

ماهور دو(دانگ منتهی به شاهد)

سل،لا،سی بکار،دو

دانگ بعدی و ادامه جملات در این دو مایه مشابه است.

گوشه های آواز بیات ترک

درآمد؛

حرکت از شاهد شور و نت طنینی آن به سمت شاهد ترک و بالاتر از آن و نشست روی درجه سوم شور(شاهد ترک) معرف درآمد است.پس دانگ آن بصورت 4/4-3/4-3/4 مثلا سل،لا،سی کرون،دو میشود.

داد یا گشایش؛

همچون ماهور درجه دوم در این آواز نقش گشایش یا داد را میتواند داشته باشد.یعنی نشست روی ر(نت شاهد را دو در نظر گرفتیم)

دشتی یا درجه سوم؛

بر خلاف ماهور درجه سوم در بیات ترک کاربرد زیادی دارد.این درجه در مقایسه با شور درجه 5 میشود که قبلا بعنوان فاصله نشست دشتی معرفی شده بود.البته حالت متغیر دشتی در این درجه از بیات ترک استفاده نمیشود.

جامه دران؛

طبق روال همیشگی جامه دران گردش روی دو نت و  ادامه بصورت جملات قرینه تا درآمد معرف جامه دران است.در بیات ترک این فیگور روی درجات 3 و 4 یعنی می و فا خواهد بود.

فیلی؛

این گوشه هم چون در ماهور با یک جمله بالارونده از شاهد به درجه 5 مشخص میشود.این گوشه رابطی برای نشست روی درجه 5 و اجرا گوشه ها یا جملاتی در آن محدوده است.

شکسته؛با تاکید روی درجه 5 یعنی سل و تغییر ربل پرده کم شدن درجه سوم یعنی تبدیل می بکار به کرون این گوشه شکل میگیرد.با این تغییر دانگ ایجاد شده شباهت به درجات افشاری(سل) پیدا میکند و راه ورود به آن است.طبیعی است درجه 7با ربع پرده کم شدن یعنی سی بمل این مایه گردانی تکمیل میشود.در بعضی قطعات شکسته بیات ترک یا متغیر نشان دادن درجه 6 یعنی نت لا ورود به افشاری را بیشتر نشان میدهد.

دلکش؛

همچون ماهور میتوان روی درجه 5 همراه با ربع پرده کم کردن درجه 6 و 7 یعنی لا کرون و سی بمل کردن ورود به دلکش کرد که ورود به شور است.نت ایست دلکش و البته استفاده برای فرود درجه 4 است.

فرود؛

برگشت به درجات درآمد همیشه فرود است اما در آوازها برگشت بر روی شاهد دستگاه اصلی است یعنی در اینجا شور اما در سده اخیر عموما روی شور فرود نمیایند و ایست روی همان شاهد بیات ترک است.



دانلود معرفی صوتی آواز بیات ترک با سه تار آقای افشین علوی

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۹
درویش محمد خراباتی


بررسی آواز افشاری


یکی از مایه های مربوط به دستگاه شور آواز افشاری است.این آواز با تاکید روی درجه چهارم شور شکل میگیرد و از خصوصیات آن متغیر بودن درجه دوم شاهد آن در محدوده درآمد است.

بعنوان مثال اگر از شور سل بخواهیم افشاری اجرا کنیم نت دو بعنوان شاهد خواهد بود و نت متغیر ر که کرون و بکار میشود.

نوع حرکات جملات در افشاری و حتی نت متغیر آن و از طرفی نتهای پایانی یعنی ایست و خاتمه به نوعیست که گاه نسبت آن با شور زیر سوال میرود. گوشه ها ی آواز افشاری

درآمد؛

با توجه به شاهد درجه 4 از شور(مثلا نت دو) و متغیر بودن درجه دوم از آن یعنی کم شدن ربع پرده ای و بازگشت به حالت قبل(ر کرون و بکار میشود) درجات افشاری نزدیکی به دستگاه مادر یعنی شور دارد اما جهت جملات درآمد برای متغیر شدن درجه دوم بر خلاف دشتی عموما بالارونده است و از طرفی ایست و خاتمه متفاوت افشاری روی شاهد شور و یا نت طنینی آن یعنی روی سل و فا حالتی متفاوت به افشاری میدهد.این نکته وقتی ایست روی درجه سوم قبل از شاهد افشاری یعنی لا کرون هم به آن اصافه کنیم ادپرتباط بیشتر آن به سه گاه را نمایان میسازد.

برداشتهای از نت فا و سل به سمت دو و استفاده مکرر از جملات بالارونده(پاساژ) در محدوده درآمد نیز یکی از ویژگیهای درآمد افشاریست.

جامه دران؛

این گوشه با گردش روی دو فاصله و جابجایی قرینه به سمت زیر یا در نهایت به سمت درآمد خود را نشان میدهد.در این آواز روی درجات دوم و سوم است یعنی ر و می بمل(طبق درجات افشاری دو سرکلید سی بمل،می بمل و لا کرون دارد)

عراق و قرایی؛

به نوعی اوج افشاری محسوب میشود.قرایی و عراق روی درجه چهارم یعنی فا تاکید دارد اما با دو تغییر،درجه سوم یعنی نت می ربع یا نیم پرده بالا رفته و به می کرون یا بکار تبدیل میشود و درجه ششم یعنی لا ربع پرده پایین یعنی بمل میشود.

لازم به ذکر است گوشه قرایی روی درجه عراق یا می کرون اجرا میشود و جمله بندی ملودیک خاصی دارد که معرف آن است اما گوشه اصلی عراق است که با پرده می کرون بیشتر اجرا میشود اما با توجه به عراق ماهور در واقع باید با می بکار اجرا شود که ساخته هایی با این تغییر از اساتید قدیم چون وزیری و موسی معروفی و...موجود است.

رهاب؛

در نهایت برگشت افشاری که در دهه های اخیر روی شاهد افشاری یا نت طنینی شور خاتمه میابد با گوشه رهاب از شور به شور ایست میکند.این گوشه از درجات پایین تر از افشاری یعنی طنینی شور به صورت بالارونده به درجه سوم و تاکید روی درجه دوم شور(از فا به سی بمل و ایست موقت روی لا کرون) راه را برای فرود به شور هموار میکند.



دانلود معرفی صوتی آواز افشاری با سه تار آقای افشین علوی

۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۱۶
درویش محمد خراباتی


بررسی آواز دشتی


از چهار آواز متعلق به درجات دستگاه شور این مایه بیشترین استفاده را دارد.بسیاری از قطعات و تصانیف ساخته شده در موسیقی ایرانی حتی ترانه های موسیقی محلی دشتی است.

با توجه به نت شاهد شور این آواز روی درجه پنجم تاکید میکند.عموما حرکت از درجه سوم شور به سمت درجه 5 ورود به دشتی را نشان میدهد.نت شاهد در این مایه متغیر است یعنی از حالت اصلی خود که یک پرده با نت ماقبل شاهد فاصله دارد ربع پرده کم شده و مثلا کرون میشود.این جابجایی در حرکات پایین رونده که تمایل به نت قبل بیشتر است اتفاق میفتد و سپس به حالت اولیه بازمیگردد که به آن متغیر میگوییم.مثلا از شور سل دشتی ر اجرا شده و این نت حالت بکار و کرون در محدوده درآمد دارد.البته این تغییر اجباری نبوده و در همه قطعات از آن استفاده نمیشود.

گوشه های آواز دشتی

درآمد؛

حرکت به سمت شاهد و بهره از حالت متغیر آن درآمد را شکل میدهد.البته حرکت به سمت نت های بالاتر امکان پذیر است اما عموما محدوده درآمد را در هر مایه ای یک دانگ بالاتر نشان میدهند مثلا در اینجا تا فا اما نکته مهم در مورد آوازهای متعلق به شور(و فعلا دشتی) باید در نظر داشت این است که نت ایست و خاتمه آن روی شاهد شور است!

بیات راجع(راجه)؛

این گوشه در بیات اصفهان یا نوا با تاکید روی درجه دوم نسبت به درآمد محل متفاوتی دارد اما در آواز دشتی عملا همان دانگ درآمد را دارد منتها با فیگور و گردش مخصوص بیات راجع که از درجه بالاتر به سمت آن میاید،مثلا از فا به سمت ر که در این آواز میشود از درجه سوم به اول!

اوج(عشاق)؛

البته نام این گوشه در اصل اوج است اما به اشتباه عشاق نیز زیاد بکار میرود.

حرکت از شاهد دشتی به سمت درجه 4 و در این حرکت تغییر روی درجه دوم که ربع پرده بالا میرود و تمایل به سمت درجه 4 بیشتر میشود را اوج میگوییم.یعنی ر-می کرون-فا-سل

این دانگ با ترتیب 3/4-3/4-4/4 پرده ای خود ورود به شور میکند و لذا میتوان در ادامه وارد شور سل شد.البته در صورتی که قرار به ورود به شور نباشد میتوان با استفاده از لا بمل بجای لا کرون جهت حرکت را به سمت فرود تغییر داد.

در این گوشه جملات بالارونده به سمت شاهد اوج(سل) با می کرون و جملات پایین رونده به سمت شاهد درآمد(ر) بامی بمل همراه است.

گوشه های ملودیک؛

در واقع دو گوشه درآمد و اوج محدوده دشتی را مشخص میکنند ولی گوشه های دیگری هم در این آواز با تفاوت در ملودی و فرم آوازی آنها کاربرد زیاد دارند مانند دشتستانی،حاجیانی،دیلمان،غم انگیز،گیلکی،کوچه باغی...

فرود؛

برگشت به شور عموما با تاکید روی درجه سوم قبل از شاهد که درجه سوم بعد از شاهد شور هم محسوب میشود یعنی سی بمل انجام میشود که این فاصله درجه نت شاهد اواز بیات ترک است و در اواز دشتی بعنوان سارنگ یا سارنج گفته میشود.

کردبیات؛

این آواز عملا شباهت بسیار به دشتی دارد و تنها حرکت جملات بالارونده و برگشت آن به شور و همجنین استفاده نکردن از حالت متغیر در آن فرق میکند..




دانلود معرفی صوتی آواز دشتی با سه تار آقای افشین علوی



۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۱:۱۰
درویش محمد خراباتی



بررسی آواز ابوعطا


یکی از متعلقات دستگاه شور آواز ابوعطاست.با توجه به درجات دستگاه شور که از نت شاهد بصورت 3/4-3/4-4/4 در دانگ اول و در ادامه 3/4(درجه 5 شور در گوشه های بعد از درآمد و حتی رهاب با ربع پرده تغییر و کسر به این فاصله تبدیل میشود)-3/4-4/4 میباشد آوازهای آن با تاکید روی درجات 3 و 4 و 5 خودنمایی میکنند.

در این میان ابوعطا با تاکید روی درجه 4 و ایست روی درجه 2 و خاتمه روی شاهد شور مشخص میشود.بعضی آنرا با نت شاهد و برخی با نت ایست معرفی میکنند.البته نظریه مرحوم استاد حنانه با توجه به توالی آوازها جهت جلوگیری از تکرار درجه 4 برای ابوعطا و افشاری اکنون هم کاربردی تر است و بعنوان مثال از شور سل ابوعطای لا کرون گفته میشود نه ابوعطای دو!

اما با توجه به شاهد دو در ابوعطای مذکور گوشه ها از این نت بررسی و تحلیل میشوند.

درآمد؛

درآمد این مایه با تاکید و گردش روی درجات 4 و 2 شور مثلا در نمونه ذکر شده دو و لا کرون و خاتمه روی سل مشخص میشود.درجه دوم ابوعطا که همان 5 شور میشود برخلاف شور تغییری نداشته و فاصله 4/4 آن ثابت میماند.پس دانگ درآمد از نت شاهد بصورت 4/4-2/4-4/4 خواهد بود.

حجاز؛

با تاکید روی درجه دوم حجاز شکل میگیرد.عملا این درجه شباهت به آواز دشتی دارد اما بدون متغیر نت شاهد دشتی!

اوج(عشاق)؛

در واقع این گوشه که عینا در آوازهای دشتی و بیات اصفهان هم احرا میشود اوج نام دارد و به گفته مرحوم استاد تجویدی عشاق گوشه متفاوتی در نوا است!

حرکت از پایه حجاز به سمت درجه 5 ابوعطا یعنی سل همراه با ربع پرده بالا رفتن درجه سوم یعنی تبدیل می بمل به می کرون درجات آنرا از حجاز بصورت 3/4-3/4-4/4 تبدیل میکند که عینا دانگ شور است.بعبارتی با این گوشه در هر 3 مایه مذکور ورود به شور اتفاق میافتد.که البته در ابوعطا و دشتی ورود به شور مادر تکراریست اما در بیات اصفهان بعنوان مایه گردانی محسوب میشود.

جامه دران؛

این گوشه اساسا با گردش روی دو نت آغاز و با قرینه سازی حرکت میکند.در ابوعطا درجات دوم و سوم پایه این گوشه هستند


معرفی صوتی آواز ابوعطا با سه تار آقای افشین علوی


دانلود بداهه ای کوتاه در آواز ابوعطا با سه تار آقای افشین علوی


.

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۵۷
درویش محمد خراباتی



بررسی دستگاه شور

با توجه به درجات و گوشه های اصلی و همینطور آوازهای مرتبط به شور و تعدد آثار ملی و محلی مرتبط به آن این دستگاه را مادر دستگاهها هم نامیده اند که البته با توجه به استقلال بعضی از دستگاههای دیگر بدین معنی نیست که از لحاظ درجات و فواصل دانگها حتما همگی مربوط به شور میشوند!

لازم به ذکر است بعضی از دستگاهها توسط گوشه هایی راه به شور پیدا میکنند،مثل ماهور با گوشه دلکش،همایون و بیات اصفهان با اوج،راست پنجگاه با قرچه...

دانگ شور؛

درجه مشخصه شور بصورت 3/4-3/4-4/4 معرف ورود به شور است.به عنوان مثال:

شور از نت ر بصورت ر،می کرون،فا،سل

شور از سل بصورت سل،لا کرون،سی بمل،دو

شور از می بصورت می،فا سری،سل،لا

و همین اتفاق در گوشه اوج(که به عشاق هم معروف است) در آوازهای دشتی،ابوعطا،بیات اصفهان و دستگاه همایون و دلکش در بیات ترک و دستگاه ماهور...می افتد و درجات شور ایجاد میگردد.

گوشه های دستگاه شور

درآمد؛

اگرمثال را شور سل در نظر بگیریم و درجات آنرا بصورت سل،لا کرون،سی بمل و دو مشخص کنیم دو نوع حرکت برای درآمد میتوان اجرا کرد.درآمدی به گردش به صداها و دانگ بم تر از شاهد(خارا) و درآمد با حرکت به صداهای بالاتر!

درآمد خارا با حرکت به سمت نتهای بم تر از روی نتهای فا،می کرون*(در اینجا با تغییر ربع پرده ای می از بمل به کرون دانگ خارا تصحیح میشود)،ر و برگشت به نت سل عملا همان درجات شور است.ر،می کرون،فا،سل همان 3/4،3/4،4/4 است و تغییر می از بمل به کرون آنرا تثبیت میکند.

درآمد دیگر بصورت بالارونده همان درجات معرفی شده یعنی سل،لا کرون ،سی بمل و دو است.

لازم به ذکر است درجه 5 در شور در ادامه ربع پرده بم میشود اما حضور و استفاده آن یعنی ر بصورت کرون در گوشه های ابتدای یعنی درآمد و رهاب اجباری نداشته و نیازی به ورود در سرکلید نیست.

رهاب(رهاوی)؛

در این گوشه حرکت از نت طنینی(فا) به سمت درجه سوم یعنی سی بمل و تاکید و نشستی گذرا روی درجه دوم یعنی لاکرون است.البته با جملاتی قرینه در نهایت روی درآمد مینشیند.

درجه سوم؛

این درجه(سی بمل) مختص آواز بیات ترک است اما با تغییر ربع پرده ای درجه 5 یعنی ر کرون گوشه ملانازی هم در ردیف میرزاعبداله روی این درجه تاکید دارد.

اوج و شهناز؛

هر دو گوشه تاکید روی درجه 4 دارند و از اینجا به بعد درجه 5 ربع پرده بم شده و ر کرون میشود.

تفاوت در نحوه گردش نتهاست،اوج که در ردیف آوازی سلمک هم گفته میشود با جملاتی بالارونده از محدوده درآمد به درجه 5(ر کرون) آمده و روی درجه 4 مینشیند(دو) اما شهناز با استفاده از درجات 3،4 و 5 خود را تثبیت میکند.در ادامه عموما شهناز میل به درجه 5 و 6 هم میکند که راه به گوشه های بالاتر است.

توجه داشته باشیم که با اوج تاکید و نشستها روی درجه 4 یعنی نت دو قرار میگیرد و با تغییر ر به ر کرون دانگ آن با نتهای دو،ر کرون،می بمل و فا دانگ شور دو را توصیف میکند و بهمین خاطر عملا از اوج شور دیگری روی درجه 4 شکل میگیرد!

قرچه؛

این گوشه با گردش روی دو درجه 5 و 6 یعنی ر کرون و می بمل و حرکات قرینه به نتهای بالاتر و برگشت روی درجه 4 می ایستد.

رضوی؛

تاکید روی درجه 7 یعنی نت فا این گوشه را شکل میدهد.همچنان ر کرون است اما اگر میل به نتهای بالاتر کنیم لا بجای کرون بمل استفاده میشود.

حسینی؛

با حرکت از شور دوم به درجه 8 یعنی سل و استفاده از نت لا بمل حسینی شکل میگیرد.البته این گوشه با حرکت به درجات بالاتر مثلا دو در اکتاو بالا لا را کرون استفاده میکنیم.

اگر قرار به استفاده زیادتر از درجات بالا در حسینی باشد لا کرون میماند و به آن "ملک حسین" می گویند.

در انتها باید ذکر کنم گوشه های قابل ذکر بیشتری در این دستگاه موجود است اما عموما از لحاظ ساختاری نزدیکی به گوشه های گفته شده دارند.



دانلود بررسی صوتی دستگاه شور با سه تار آقای افشین علوی
۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۰:۴۴
درویش محمد خراباتی

یکی از دیگری پرسید قلیه به قاف کنند یا به غین؟گفت: نه به قاف کنند و نه به غین،قلیه به گوشت کنند.
چه مصداق خوبی است حکایت عبید زاکانی برای بخش عظیمی از تنبک نوازان امروز ایران.چرا که بنیه ی ضعیفشان در نوازندگی تنبک ناچارشان کرده به استفاده از یکسری سازهای من درآوردی که فیزیک و صوتشان هیچ ربطی به موسیقی اصیل ایرانی ندارد.(صداهایی گاه بی اندازه بم تا سر حد کوبه ای های آفریقا و یا بی اندازه زیر مثل نقاره آذربایجان ، تنبک که قربانش شوم دیگر طبلا شده و همه تقلیدی ضعیف شده اند از ذاکر حسین) دوستان نوازنده مذکور که صاحب نامی هم شده اند و هم نشین اساتید خود را در محاصره این آلات قرار می دهند تا جایی که حتی زنگوله هم به پا می بندند تا نانی که می خورند حلال باشد.
دیگر ردی از آن نوازندگی فاخر بزرگانی چون تهرانی و رجبی و فرهنگ فر وجود ندارد.دلیل این نافاخری فلسفه‌ی درون این موسیقی نیست؛ بلکه دیگرگونی سلیقه‌ی نوازنده و مخاطب امروزش است. دگرگونی‌ای ناساز که سقوطی بزرگ را در پی داشته است.
اگر نوازنده ای از قدرت کافی در نوازندگی برخوردار باشد نیازی به این اصوات شلوغ و حرکات محیرالعقول ندارد.
این‌ها در واقع نانوازندگانی هستند کارنابلد که می‌خواهند ضعف در نواختن درست ساز تنبک را با شامورتی بازی‌هایی که بر سر دیگر سازهای کوبه‌ای درمی‌آورند جبران کنند. و خوب می‌دانند که در این میانه دیگر مخاطبشان حاج آقا ایرانی مجرد،عارف قزوینی و ملک‌الشعرای بهار نیست. می‌دانند که مخاطبشان از خودشان پرت‌تر است و اصلا نمی‌داند موسیقی ایرانی یعنی چه...
متاسفانه کیفیت تولیدات موسیقی این روزها به طرز اسف باری نازل است،آهنگ سازی در کار نیست
فقط الگوی ریتمیک(ملاحضه بفرمایید تولیدات عالیجنابان علی قمصری،سهراب پورناظری،حافظ ناظری و هم سلفانشان را) و وسط کار سکوت و جانفشانی های کوبه ای نوازان جان بر کف(بهترین مثالش گروه دستان)با اندکی حرکات سر و گردن و زلف افشانی و لبخندهای ملیح به همدیگر که در این لحظات است که تماشاگرانِ همیشه در صحنه به وجد آمده، با کف و سوت بلبلی مزد عزیزان نوازنده را می دهند و شاد و راضی از هزینه و وقتی که برای دیدن کنسرت صرف کرده اند سالن را ترک می کنند تا کنسرتی دیگر و سلفی هایی تازه....


۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۷:۴۵
درویش محمد خراباتی

غزل زیر از مشهورترین غزل‌های طاهره قرةالعین است. با این‌حال نصرت‌الله محمدحسینی، نویسنده ی بهائی در کتابی که به‌وسیله «موسسه معارف بهائی» منتشر شده‌است می‌گوید:«(این غزل)به احتمال قوی سروده ی طاهر کاشانی است.استناد نگارنده به جُنگی از اشعار شاعران پارسی‌گوی است که در زمان فتحعلی‌شاه قاجار فراهم گشته و در کتابخانه ملک‌طهران موجود است.»

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده ام
خانه به خانه در به در کوُچه به کوچه کو به کو
می رود از فراق تو خون دل از دو دیده ام
دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو
دور دهان تنگ تو عارض عنبرین خطت
غنچه به غنچه گل به گل لاله به لاله بو به بو
ابرو و چشم و خال تو صید نموده مرغ دل
طبع به طبع دل به دل مهر به مهر و خو به خو
مهر تو را دل حزین بافته بر قماش جان
رشته به رشته نخ به نخ تار به تار پو به پو
در دل خویش «طاهره» گشت و ندید جز تو را
صفحه به صفحه لا به لا پرده به پرده تو به تو

محمد محیط طباطبایی هویت شاعری وی را نیز به چالش کشیده‌است و در پژوهشی به برسی یک نسخه خطی موجود در کتابخانه مجلس به شماره ۸۸۴۱ می‌پردازد. این نسخه حاوی اشعاری از میرزا طاهر وحید قزوینی منشی و وزیر درباره صفوی است که دارای آثاری به نظم و نثر می‌باشد. در صفحه ۵۷۶ آن مخمسی بدین شرح نگاشته شده‌است:


ساقــی عشقــت ای صنـــم زهر ستم سبو سبو
 ریخـــت بــه ساغـر دلـــم بــا مـــی غـــــم کدو کدو
 چند دوم من از غمـت گوشه به گوشه سو به سو
 گر بـه تو افتدم نظر چشم به چشم و رو به رو
 
شـرح کنم غـم تـو را نکتـه به نکتـه مو به مو

 تـــا بـــه ره محبـتـــت پـــای طلــــب نهـــــاده ام
 بــــــر رخ دل در الــــم از ستمـــــت گشـــاده ام
 تا قدمم به سر نهی خاک نشین چون جاده ام
 از پـــی دیـــدن رخــــت همچـــــو صبـــا فتاده ام

 خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو

 در عقب تو جـان من هست چو سایه ات روان 
بسته به زلف و گیسویت رشته جان عاشقان 
از چــو توئـــی گسستـن مهــــرو وفا نمی توان 
مهـــر تــو را دل حـزیـن بافتـــه بـر قمـــاش جان 

رشته به رشته نخ به نخ تار به تار ، پو به پو


 بار جدایـی تـو را بس کـه به جــان کشیده ام
همچــو کمــان حلقــه از بــار ستــم خمید ام 
بس که چو طفل لاله من خون جگر مکیده ام
 مـــی رود از فــراق تــو خــون دل از دو دیده ام

 دجله به دجله یم به یم چشمه به چشمه جو به جو

ریخـت مگـــر بنفشـــه بــر صفحـــه یاسمیــن خطت 
یــا کـه فکنـــده سـایــه بـر زهـــره مـه جبیـــن خطت
 خـون شـده نافه را جگرتا شده چین به چین خطت
 داده دهـــان و عــارض و چهـــره و عنبــــرین خطـت

 غنچــه به عنچــه گل بـه گل لاله به لاله بو به بو

 در غمــــت از جگــــر فغــــــان آه زدل بـر آیـدم
 گیســو ی حلقــــه حلقـــه ات دام بلا نمایدم
 لحظه به لحظه دم به دم خون ز دودیده زایدم
 از رخ و چشـم و زلــف و قد ای مـه من فزایدم

 مهر به مهر و دل به دل طبع به طبع و خو به خو

 تا شـده استخــوان من با سـگ کویـت آشنا
 محــض وفـا توئـی مرا غیــر تو نیست مدعا 
مانــده بـه زیـر بـال غــم گــردن مطلــب هما
 در دل خویش "طاهـرا " گشت و ندید جز وفا

 صفحه به صفحه سر به سر پرده به پرده تو به تو

سه مصرع اول هر بند با دو مطرح آخر متفاوت است و همچنین تخلص «طاهرا» در بند آخر حکایت از آن دارد که مخمس تضمین شعری از شاعری پیش از وحید قزوینی است. بنا به بررسی محیط طباطبایی اصل غزل از شاعری بنام طاهرای انجدانی کاشی دکنی است که در اواسط سده دهم هجری می‌زیسته و میرزا وحید در قرن یازدهم مخمسی بر غزل وی ساخته و در دهه دوم از سده دوازدهم جمال الدین محمد جامی از ندمای اکبر شاه هندی این مخمس را در مجموعه نظم و نثر خود بنام میرزا وحید نگاشته‌است.اما بابیان که بدنبال جمع آوری شعر برای طاره بوده اند اشعار بی نام نشان و جالب را جمع آوری و بنام وی در دسترس فاترسی زبانان هندوستان قرار داده اند.وی می گوید اهمیت این پژوهش سبب شد تا بابیان ازلی این شعر را از اشعار منسوب به طاهره حذف کنند اما بهائیان همچنان به وی منسوب می دانند.گرچه برخی دیگر نیز این شعر را به طاهره اصفهانی و یا حزین لاهیجی منسوب کرده اند.

ترانه‌ای بر اساس این غزل توسط فریدون فروغی اجرا شده‌است. همچنین، محمدرضا شجریان این شعر را بر روی ترانه چهره به چهره با آهنگی از محمدرضا لطفی در جشن هنر شیراز اجرا نموده‌است.




گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
پا به فرار می نهم کوچه به کوچه کو به کو!!!



۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ بهمن ۹۴ ، ۰۸:۵۲
درویش محمد خراباتی


به مناسبت 200 ُمین مطلب وبلاگ:

موسیقی و زندگی روزمره انسان معاصر*


١
موسیقی در دنیای امروز، بدل به یک امر هرجایی شده است ، به سختی می توان جایی را سراغ گرفت که در آنجا موسیقی جاری نباشد؛ مهمانی ها،عزاداری ها،رستوران ها، ایستگاه های مترو،تاکسی ها، اتاق های انتظار، آسانسورها، تبلیغات تلویزیونی،سینما و... موسیقی در زندگی روزمره امروزی بعنوان پیش زمینه در پس تمام کنش های افراد قرار دارد .

ما خواه نا خواه درجاهای مختلف موسیقی را مصرف می کنیم اما هیچگاه آن را نمی شنویم اگر در جایی نیزآن را همراهی وزمزمه می کنیم مبنی بر شنیدن آن نیست بلکه تنها یک «عادت واره» است.
موسیقی امروزه از یک امر جدی ، تبدیل به یک امر غیرجدی شده است ، در اینجا منظور از موسیقی جدی برخلاف نظر «جان راک ول» اندیشمند آمریکایی، تنها موسیقی کلاسیک نیست بلکه موسیقی است که شنیده میشود.

۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۴ ، ۰۸:۲۶
درویش محمد خراباتی