دلنوشته با طعم موسیقی

♪♫خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ♪♫ از کجا می آید این آوای دوست♪♫

دلنوشته با طعم موسیقی

♪♫خشک سیمی خشک چوبی خشک پوست ♪♫ از کجا می آید این آوای دوست♪♫

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
آخرین مطالب

۶۱ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

اگر برنامه ی رادیویی "برگ سبز" را شنیده باشید،چند مورد در همه ی برنامه ها تکرار می شوند.
یکی از این موارد دو بیت از  قصیده ی عطار است که به دلایل نامعلوم در دیوان عطار موجود نیست.(در نسخه های معدودی قصیده شماره 16 نامیده شده.)
بعد از جستجو در اینترنت در حاشیه ی قصیده ی 16 عطار در سایت گنجور،ابیات این قصیده را پاره پاره پیدا کردم.که برگردان آن از نسخه ی سنگی توسط آقای حمید رضا گوهری با نام مستعار شمس الحق انجام شده که درود بر ایشان بابت این کار.
این قصیده ی ارزشمند دارای 144 بیت است و در آن به بیش از 40 آیه از قرآن اشاره ی مستقیم شده است و جز قصیده های مهم عطار است.

واینک قصیده ی شماره 16 از دیوان عطار نیشابوری:

1)چشم بگشا که جلوۀ دلدار

متجلیست از در و دیوار

2)نحن اقرب علیه آمده است  

دور افتاده ای تو از پندار
3)کل شئ محیط می بینم  

آنچه می بینمش به نقش و نگار
4)او به پیش تو ایستاده چ وسرو  

سرفروبرده ای تو نرگس وار
5)سرمه ای گر ز نور بی بصری  

نکشی در دو چشم بر سرکار

6)اندرون و برون نشیب و فراز

از پس و پیش و از یمین و یسار
7)شاهد لا اله الا هو

پیش تو پرده گیرد از رخسار
8)کاروان نفخت من روحی

به سرای تو برگشاید بار
9)ثم وجه الله آیدت به نظر

و هو معکم نمایدت دیدار
10)این تماشا چو بنگری گویی

لیس فی الدار غیره دیار

11)احدیت اگر تو بشماری

احدیت رساندت به هزار
12)همه یک قطره ایست از دریا

همه یک دانه ایست از خروار
13)اسب و پیل و پیاده و فرزین

به تن واحد آن سپهسالار
14)می نماید به چشم احول تو

شتر و پیل و اسب و گاو و حمار
15)گر تو علم الیقین به دست آری

سوی عین الیقین بیابی بار
16)روی عین الیقین عیان بینی

شوی از کاینات برخوردار
17)پس به خود گویی و به خود شنوی

لمن الملک واحد القهار

18)عشق او در دلت کند منزل

روز روشن نمایدت شب تار
19)محو گردی چنانکه از مستی

نشناسی همی سر و دستار
20)به همین دیده بنگری ظاهر

صورت خویش را ز صورت یار
21)بعد ازین ما و ساقی و لب حوض

بعد ازین ما و یار و بوس و کنار
22)گر به این بال و پر کنی پرواز

شاهبازی تو در جزیل شکار
23)روی بیگانه ای که می نگری

آشنایی بر آیدت هر بار
24)هرکه اینجا ندید محروم است

در قیامت ز لذت دیدار
25)من عرف ربه نمی فرمود

گر نمی دید حیدر کرار

26)من رآنی فقد رآه الحق

از چه رو گفت احمد مختار
27)رمز من کان هذه الاعمی

بشنوید ای کران کودن کار
28)این سخن در تو کی کند تأثیر

دارد آئینه ی دلت زنگار
29)من طلبنی وجدنی آمده است

عاشقان را به دست دست افزار
30)کار کن کار پیش از آنکه عجل

به درآرد ز هستی تو دمار
31)چند خواهی نشست صُمٌ بُکم

پا به دامن چو صورت دیوار

32)منزل تو نه دور؛ نزدیک است

پایمردی بکن قدم بردار
33)نم آبیم ما و او آب است

به هم آمیخته شکر کردار
34)فتمنوا الموت ان کنتم

صادقین آمدست در اخبار
35)گر بمیری تو پیش تر ز اجل

نکند بر تو تیر و خنجر کار
36)ملک الموت را شود به یقین

همچو سیمآب کشتنت دشوار
37)صید عنقا کجا تواند کرد

بوالفضولی که او رود به شکار

38)در شریعت بود هرآنچه حلال

درطریقت بود همه مردار
39)چون حقیقت نقاب برگیرد

هردو یک گردد ای نکوکردار
40)دع نفسک نعال را بشنو

ای برادر ز گوش پنبه برآر
41)دین احمد گزین مسلمان شو

بگذر از خویش بگسل این زنار
42)خویشتن را تو درمیانه مگیر

سد اسکندر از میان بردار
43)صفت سر زند از این مستی

بترازم به صفحه ی اظهار

44)تا امل اللسان شود خاموش

تا بطل اللسان کند اقرار
45)او خروشان چو بلبلان بهار

او خمش همچو طبله ی عطار
46)گاه کل اللسان شود با خویش

گاه طال اللسان زهی عیار
47)خود اناالحق زد از لب منصور

خود بر آمد ز فوق بر سر دار
48)گفت انا احمد بلا میمم

از زبان پاک احمد مختار

49)رب انّی به گوش خود خود گفت

خود به خود کرد حسرت دیدار
50)تا ز خود رفت لن ترانی گفت

به همه کوچه و به هر بازار

51)ناظر خود خودست و خود منظور

خود تماشا و خود تماشاکار
52)تاب در زلف و وسمه بر ابرو

سرمه بر چشم و غازه بر رخسار
53)خود گنه ساز هر گناه که هست

خود زند تا ز توبه استغفار
54)عاشق خود خودست و خود معشوق

خود طبیب خودست و خود بیمار
55)من نیم او خودست قافیه سنج

من نیم او خودست در گفتار
56)حمد خویش از زبان خود گوید

تا که بر من شوند پذرفتار
57)قم باذنی و قم باذن الله

هر دو یک نغمه است از لب یار
58)قل هو الله وقف احمد دان

وز میانش و لیک میم برآر
59)به چه معنی عبارت کفر است

هیچ فهمیده ای نکوکردار

60)خویشتن را مگوی من یعنی

من رآنی بگو پیمبروار

61)روزی از روز ها کلیم الله

خواست مرشد ز ایزد دادار
62)حکم آمد برای دین بروی

پیش ابلیس مفسد سالار
63)راه سرکرد رو به حکم نهاد

رفت درپیش آن لعین ناچار
64)گفت ایزد برای ارشادم

بر سر تو نهاد تاج مدار
65)گفت من از دم ازل دارم

طوق لعنت به گردن ادبار
66)تو ندیم اللهی نداری ننگ

من کجا و طریق این اطوار
67)به زبان نیاز بازش گفت

کای تو از راه عقل پاک عیار
68)در تکلم درآمد و بگشود

لب شکرفشان گوهربار
69)من مگو گفت تا چو من نشوی

این سخن را ز من به خاطر دار
70)شو به باطن ربوبیت بردار

کن به ظاهر عبودیت اظهار
71)خاطر خویش پاک کن به وضو

باطن خویش را نماز گزار

72)پس وضو چیست فکر کردن دل

صافی دل جدا شدن ز غبار
73)لیک غیر تو چیست هستی تو

خویشتن را کناره گیر کنار
74)نور چشم من از خودی بگذر

خویشتن را جدا جدا انگار
75)ور تو با خود ز خود خدا گویی

مشرکی باشی و خدا آزار
76)سالکی مر جنید را پرسید

کای ز سر تا قدم همه اسرار
77)به تکلم درآ که مشرک کیست

گفت ای هرزه گوی کودن کار
78)هرکه نادیده نام او گوید

مشرکست و فضول ناهموار
79)هرکه از وی نزد اناالحق نیز

بود او از جماعت کفار

80)هرکه منکر شود بود مشرک

من از او چون خدای او بیزار

81)چون دویی از میانه برخیزد

تو نمایی و او کند اقرار
82)روز آدینه بر سر منبر

گشت شبلی برای خطبه سوار
83)کرد توحید ایزدی آغاز

که یکست او چه ده چه صد چه هزار
84)مگر آنجا جنید حاضر بود

گفت ای پاکباز جان در کار
85)آنچه من با تو گفته ام بنهفت

توعیانش همی کنی اظهار
86)گفت هیهات ای یگانه ی عصر

سخن مشرکانه را بگزار(؟)
87)من همین گویم و همین شنوم

نیست کس غیر من به هر دو دیار
88)تا نکاری یگانگی را تخم

کی دهد شاخ آشنایی بار
89)ای پسر لا اله الا الله

خود ز شرک خفیست آینه وار
90)چیست شرک جلی رسول الله

خویشتن را از این دو شرک برآر

91)آن یکی وقت نزع شبلی را

گفت ای قدوه ی صغار و کبار
92)که بگو لا اله الا الله

مغفرت را ز ایزد غفار
93)در تبسم درآمد و بشکفت

همچو روی بهار و چهره ی یار
94)گفت معشوق من به استغنا

بگشاید ز روی رشوت بار
95)روزنی خود دلست از خطرات

پس بود با مشاهدات انظار
96)مسجد تو مقام تسلیم است

قبله گاه تو طاق ابروی یار
97)دل تو لقمه خوار پنج و چهار

برباید که ننگرد زنهار
98)گر بود خاطر تو مایل علم

آن خطرها ز آسمان پندار
99)ور به سوی عبادتت بکشند

خطرات ملایکش بشمار
100)جان من این چه کار شیطانست

به خطر اژدرست مردم خوار

101)ور بود خاطر تو مایل حق

مستی تو به دل شود به خمار
102)این کشاکش ز نفس شیطانی است

شرری آمده است دست بهار
103)که نباشد دل فرشته سرشت

مایل هیچ کس ازین هر چار
104)ماهی و منزل تو اَوادنی است

نیست جای شکیب و جای قرار
105)لیک اینجا ستادنت مشکل

بلکه ز اینجا گذشتنت دشوار
106)حج چه باشد ز خود سفر کردن

به کجا جانب هدایتگار
107)ای پسر در ره شریعت فرض

عشوه ده یک بود بدین دیندار
108)در شریعت گذشتن آزاد است

در حقیقت گذشتن از انکار
109)تو اگر مرد این خجسته رهی

دامن از کاینات خود بفشار
110)هستی خویش را زکوة بده

بر سر دوستی بکن ایثار

111)فیض یزدان گران تر از کوهست

کوه برگردن فرشته مدار
112)چیست غسل تو در ته توحید

غوطه خوردن نیامدن به کنار
113)چیست تجرید گشتنت آزاد

از هزاران هزار دنیادار
114)پس از آن از برادر و خواهر

پس از آن از تمام خویش و تبار
115)غم اینها به هیچ نوع مخور

بگذر از جمله و به حق بسپار
116)ز آنکه داریم ما همه خوردن

ز آنکه داریم ما همه غم خوار
117)ماه و خورشید و زهره و مریخ

ابر و باران ز ما همه آزار
118)پس تجرید بایدت تفرید

یعنی از آخرت شدن بیزار
119)همه بهر تو در مشقت و رنج

تو برای همین کشی آزار
120)فارغ از دین و تارک از دنیا

نکند فرق افسر و افسار

121)دین و دنیا و دوزخ و فردوس

تو رها کن به این خران بسپار
122)خورده بودم مگر شبی سیری

شکمم را گرفته بود آزار
123)گفتم امشب خلاف عادت خویش

سیر خوردم از آن شدم بیمار
124)اذکرو الله اولین فرمود

وقنا ربنا عذاب النار
125)چند خواهی چو شاخ گل بالید

کین بر دل ببرد و این دلدار
126)زود باشد که فی فنا فی الشیخ

بینی از خویشتن شدی بیزار
127)او ز تو گنده خوار همچو خدنگ

تو و من باز مانده چون سوفار
128)هر چه بی یاد او تو پنداری

زهر تست او خودست مهره ی مار
129)چشم من وقف راه قسمت دان

ناوالوقت خواندنست اقرار
130)ای برادر عطای تو وهم است

که همی افتی از سر دیوار

131)دید کس بایزید را در خواب

بود شخصی که بودش از اسرار
132)گفت ای شاهباز عالم قدس

گفت ای قُدوه ی اولوالابصار
133)بگو از سرگذشت اول شب

چه شنیدی تو از یمین و یسار
134)گفت آمد ندا ز عالم قدس

که چه آورده ای بیا و بیار
135)گفتم آورده ام گناه که هست

نام تو هم غفور و هم غفار
136)لیک از من نرفت در توحید

شرک از کردگار لیل و نهار
137)ورنه هنگام رفتن تو امین

زیر پا آمدت همین مقدار
138)نام خود بر صحیفه ی لاریب

خود رقم کرده ای اناالغفار
139)کیسه ی من پر از گناهان است

من خریدار واپسین بازار
140)این قصیده ی من است هاتف غیب

تیغ والا پسند آینه وار
141)این نه شعر است چیست معجزه ای

گرچه ماند به صورت اشعار
142)قلم راستی به دست آور

بر ورق های جان و دل بنگار
143)لیک باید که کار فرمایی

ورنه خون می خورد دل عطار
144)همه شوق است اندر این صفحه

همه عشق است اندر این طومار

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ شهریور ۹۶ ، ۱۸:۵۷
درویش محمد خراباتی



روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودک یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی کوژپشت و گفت
این اشک دیدهٔ من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خرد و ملک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیت خورد گداست

بر قطرهٔ سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آنچنان کسی که نرنجد ز حرف راست


👤پروین اعتصامی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۳۲
درویش محمد خراباتی



اى خشم به جان تاخته، توفان شرر شو
اى بغض گل انداخته، فریاد خطر شو
اى روى برافروخته، خود پرچم ره باش
اى مشت برافراخته، افراخته ترشو
اى حافظ جان وطن، از خانه برون آى
از خانه برون چیست که از خویش به در شو
گر شعله فرو ریزد، بشتاب و میندیش
ور تیغ فرو بارد، اى سینه سپر شو
خاک پدران است که دست دگران است
هان اى پسرم، خانه نگهدار پدر شو

دیوار مصیبت کده ى حوصله بشکن
شرم آیدم از این همه صبر تو، ظفر شو
تا خود جگر روبهکان را بدرانى
چون شیر درین بیشه سراپاى،جگر شو
مسپار وطن را به قضا و قدر اى دوست
خود بر سر آن، تن به قضا داده، قدر شو
فریاد به فریاد بیفزاى، که وقت است
در یک نفس تازه اثرهاست، اثر شو
ایرانى آزاده! جهان چشم به راه است
ایران کهن در خطر افتاده، خبر شو
مشتى خس و خارند، به یک شعله بسوزان
بر ظلمت این شام سیه فام، سحر شو


فریدون مشیری


۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۳ خرداد ۹۶ ، ۱۵:۴۳
درویش محمد خراباتی




سینه ام آتش گرفته است
آتشی جانسوز

دیده!
یاری کن
فروبنشان
شعله هایی را که بر جانم زدند این بی وفا یاران

دیده هم با ما سر یاری ندارد...
آری
آری
 از تف دل
شعر پوچم این چنین خونبار گشته
+لاله!
می شود از خون من هم سر برآری؟!
من سیاووش زمانم

زخمی نیرنگ دوران
خسته از جور و جفای بی وفا یاران
اسب من ،بهزاد،قلم باشد
آن سیاه ِ بخت مانند

با وی آیا میتوانم بگذرم زین آتش جانسوز؟!

-دست بردار
پیربابای تاریخ ،کی کاووس،
با عجوز پیر مکاره

دستشان در کاسه ی خون نیک مردان است...
با چه امیدی به سر اندیشه ی بگذشتن از
این آتش نیرنگ را داری...؟!


درویش محمد خراباتی


پ.ن:شعر پوچ=شعر نو

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۳۲
درویش محمد خراباتی


مدح علی با صدای مرغ حق،شهید هنر،سید جواد ذبیحی


درآمد شور:
«از بار گناه است که پشتم چو هلال است / دستم تهی از طاعت و جانم به ملال است»
گوشه‌ی رضوی:
آن به که شود صرف ره طاعت و تقوی
برگشت به درآمد شور:
این عمر دوروزه که همه خواب و خیال است
گوشه‌ی شهناز:
دست من و دامان علی شاه ولایت / شاهی که خدای کرم و فضل و کمال است
گوشه‌ی شهناز:
صاحب‌کرمی غیر علی کو که ز رحمت / از قاتل خود جوید و پرسد به چه حال است؟
گوشه‌ی شهناز:
امید شفاعت کندم خواجه و بخشد / جرمم همه آن روز که هنگام سوءال است
گوشه‌ی قرچه (qaracheh) در گام پایین:
لطف تو مگر پیش نهد پای وگرنه / بخشیدن جرم چو منی کار محال است
گوشه‌ی قرچه (qaracheh) در گام بالا:
لطف تو مگر پیش نهد پای وگرنه / بخشیدن جرم چو منی کار محال است
گوشه‌ی شهناز:
سعدی مکن اندیشه ز فردای قیامت / چون چشم امید تو به پیغمبر و آل است
گوشه‌ی قرچه (qaracheh) در گام بالا:
تکرار کلمه‌ی علی و در ادامه:
علی مهر جهان‌آرا علی ماه فلک‌پیما / علی بدر و علی بیضا علی نجم و علی اختر
گوشه‌ی رضوی و قرچه در گام بالا:
علی در ملک دین حاکم علی .... / قضا ... و قدر ملک عبد و فلک ....
درآمد شور و قرچه:
علی دریای بی‌حاصل، علی غواص بحر دل / علی شاهنشه عادل علی سلطان بحر و بر
رضوی:
سفیران نبوت را علی پیرو علی مرشد / نکوکاران امت را علی یار و علی یاور
درآمد شور:
علی اول علی آخر علی باطن علی ظاهر / علی سید علی ... علی سید علی سرور



دانلود مدح علی با صدای سید جواد ذبیحی



۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۵ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۵۳
درویش محمد خراباتی


سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت...


به خجستگی پیروزی تیشتر(ایزد باران) بر دیو اپوش در سیزدهمین روز از سال،"آتش دل" را با تار دوست عزیزم،طه چرم زاده،را می شنویم که آتش نهانخانه ی مان افروخته تر گردد.امیدوارم مورد پسند قرار گیرد و خدمت مولا محفوظ بماند این دست و پنجه ی جناب چرم زاده.


"آتش دل"


آهنگ:عبدالحسین برازنده

شعر:حسن صدر سالک

تار:طه چرم زاده

کوک:دو فا می بمل دو



دل در آتش غم رخت تا که خانه کرد
دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد
آفتاب عمر من فرو رفت
ماهم از افق چرا سر برون نکرد
هیچ صبح دم نشد فلق
چون شفق زخون دل مرا لاله گون نکرد
ز روی مهت جانا پرده بر گشا
در آسمان مه را منفعل نما
به ماه رویت سوگند
که دل به مهرت پایبند به طره ات جان پیوند
قسم به زند و پازند
به جانم آتش افکند خراب رویت یک چند
بیا نگارا جمال خود بنما
ز رنگ و بویت خجل نما گل را
رو در طرف چمن بین
بنشسته چو من
دل خون بس ز غم
یاری غنچه دهن
گل درخشنده چهره تابنده غنچه در خنده بلبل نعره زنان
هر که جوینده باشد یابنده دل دارد زنده بس کن آه و فغان
ز جور مه رویان شکوه گر سازی
به ششدرمحنت مهره اندازی
همچون سالک دست خود بازی
همچون سالک دست خود بازی






دانلود آتش دل با تار طه چرم زاده

۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ فروردين ۹۶ ، ۱۳:۱۴
درویش محمد خراباتی

مزار پدر پیانوی ایرانی،مرتضی خان محجوبی


سوگواران را مجال بازدید و دید نیست
بازگرد ای عید از زندان که ما را عید نیست
گفتن لفظ مبارکباد طوطی در قفس
شاهد آیینه دل داند که جز تقلید نیست
عید نوروزی که از بیداد ضحاکی عزاست
هرکه شادی می کند ازدوده جمشید نیست
سر به زیر پر از آن دارم که با من این زمان
دیگر آن مرغ غزلخوانی که می نالید نیست
بی گناهی گر به زندان مرد با حال تباه
دولت مظلوم کش هم تا ابد جاوید نیست
هر چه عریان تر شدم گردید با من گرم تر
هیچ یار مهربانی بهتر از خورشید نیست
وای بر شهری که در آن مزد مردان درست
از حکومت غیر حبس و کشتن و تبعید نیست
صحبت عفو عمومی راست باشد یا دروغ
هرچه باشد از حوادث فرخی نومید نیست


شعر:فرخی یزدی


۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۵ ، ۱۸:۳۳
درویش محمد خراباتی


امسال،به مناسبت سالروز درگذشت علی اکبر خان شهنازی،مردی که هر وقت به یادش میاورم احساس غرور می کنم، 7 ساز و آواز به همراهی اقبال السلطان(اقبال آذر) و ابراهیم منصوری از صفحات ضبط شده در 1305 شمسی  را می شنویم و بررسی می کنیم:


پ.ن:بیش تر قطعات نواخته شده،جز ردیف دوره ی عالی علی اکبر خان شهنازی می باشد.


1.آواز اقبال السلطان در آواز ابوعطا

تار :علی اکبرخان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد :

تحریر درآمد

 

سَیَخی :

برخیز بده جام چه جای سخن است

کامشب دهن تنگ تو روزیّ من است + تحریر تکمیلی شعر درآمد

ما را ز رخ خویش می گلگون ده

کاین توبه من چو زلف تو پرشکن است + تحریر تکمیل ملودی شعر درآمد و فرود به شور

 

حجاز :

تحریر حجاز

 

حجاز عرب : چندان بخورم شراب کز بوی شراب

آید ز تراب چون روم زیر تراب + تحریر حجاز عرب

 

تحریر اوج و حضیض حجاز +

حجاز دوم :

 

تا بر سر خاک من رسد مخموری + تحریر تکمیلی کوتاه + تحریر حجاز دوم عشاق +

از بوی شراب من شود مست و خراب + تحریر تکمیل ملودی شعر و فرود


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در ابوعطا با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری



2.آواز اقبال السلطان در مایه ی بیات ترک

تار :علی اکبرخان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد:

کشش کوتاه  + زان پیش که از زمانه تابی بخوریم

با همدگر امروز شرابی بخوریم + تحریر رباعی درآمد ( تحریر 4 قسمتی )

بیت تکمیلی درآمد و اشاره به پرده فیلی : کاین چرخ فلک به وقت رفتن ما را

چندان ندهد امان که آبی بخوریم + تحریر رباعی درآمد

 

فیلی :

تحریر فیلی +

مائیم که سرمست شرابیم مدام

تحریر کوتاه فرود ابول + در مجلس ما نیست بجز باده خام

شکسته : بگذار نصیحت من ای زاهد خام + تحریر شکسته و فرود

فرود : ما باده پرستیم و لب یار به کام + تحریر تکمیلی درآمد بصورت رباعی


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر) در بیات ترک با تار علی اکبر شهنازی و  ویلن ابراهیم منصوری


3.آواز اقبال السلطان در دستگاه چهارگاه

تار :علی اکبر خان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد :

تحریر درآمد +

آن شکر خنده که پر نوش دهانی دارد

نه دل من که دل خلق جهانی دارد + تحریر تکمیلی درآمد

زابل :

تحریر زابل +

به تماشای درخت چمنش حاجت نیست + تحریر زابل

به تماشای درخت چمنش حاجت نیست

هر که در خانه چو تو سرو روانی دارد + تحریر زابل و فرود

حصار :

تحریر حصار +

کافران از بت بیجان چه تمنا دارید + تحریر پس حصار

باری آن بت بپرستید که جانی دارد + تحریر پس حصار + تحریر فرود

مخالف :

تحریر مخالف +

ای که گفتی مرو اندر پی خونخواره خویش

با کسی گوی که در دست عنانی دارد + تحریر مخالف

علّت آنست که وقتی سخنی می گوید

ورنه معلوم نگشتی که دهانی دارد + تحریر فرود


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در چهارگاه با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری



4.آواز اقبال السلطان در دستگاه ماهور

تار :علی اکبرخان شهنازی

ویلن:ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد :

تحریر درآمد

( فاش )2 می گویم و از گفته خود دلشادم

 

گشایش :

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده ی عشقم و از هر دو جهان آزادم + تحریر گشایش و فرود

 

فیلی :

تحریر فیلی

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق + تحریر تکمیل شعر

طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق

ابول : که در این دامگه حادثه چون افتادم + تحریر ابول و فرود به درآمد

 

دلکش :

تحریر دلکش

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار + تحریر تکمیلی شعر

 

رضوی :

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار + تحریر تکمیل شعر

 

قرچه :

چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم

 

تحریر دلکش + تحریر حزین و فرود به درآمد

 

شکسته :

تحریر شکسته +

می خورد خون دلم مردمک دیده رواست + تحریر تکمیلی شعر

 

قره باغی :

می خورد خون دلم مردمک دیده رواست + تحریر قره باغی

 

شکسته :

 ( که چرا دل )2 به جگر گوشه ی مردُم دادم + تحریر شکسته + تحریر کوتاه فیلی + تحریر ابول و فرود


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در دستگاه ماهور با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری


5.آواز اقبال السلطان در مایه ی دشتی

تار :علی اکبر خان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد :

حُسنت به جهان چشم مرا دوخته است

عشق تو به جانم آتش افروخته است + تحریر تکمیلی درآمد دشتی

عشاق :

تحریر عشاق ( تحریری متفاوت از تحریرهای عشاق که اقبال السلطان همانند تحریر حسینی اجرا کرده اند ) و فرود +

بیات راجه و فرود : از بس به دلم دست درازی کردی

دستت ز حرارت دلم سوخته است + تحریر فرود


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در دشتی با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری


6.آواز اقبال السلطان در دستگاه همایون

تار :علی اکبرخان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی

 

درآمد :

تحریر درآمد

( صلاح کار کجا و )2 من خراب کجا + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر + تحریر بعد شعر درآمد

 

چکاوک :

تحریر چکاوک

( چه نسبت است )2 به رندی صلاح و تقوا را + تحریر تکمیل ملودی شعر

سماع وعظ کجا ، نغمه ی رباب کجا + تحریر نوروز عرب + تحریر فرود به درآمد

 

بیداد :

تحریر بیداد

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست؟ صبوری کدام و خواب کجا ؟ + تحریر بیداد و فرود به درآمد + تحریر بعد شعر درآمد

 

لیلی و مجنون :

کشش کوتاه + این باد بهار بوستانست

یا عید وصال دوستانست

ای مرغ به دام دل گرفتار

باز آی که وقت اشیانست

 

فرود به درآمد :

با اینهمه دشمنی که کردی

باز آی که دوستی همانست + تحریر هلهله کوتاه

 

شوشتری منصوری :

تحریر منصوری_شوشتری

منصوری :

ز روی دوست

وای ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد + تحریر کوتاه تکمیل ملودی شعر

شوشتری :

چراغ مرده کجا ، شمع آفتاب کجا + تحریر شوشتری + تحریر فرود به درآمد

 

بختیاری :

شنیدستم که مجنون دل افگار

که شد از مردن لیلی خبردار

( بیداد ): گریبان چاک کرد با آه و افغان + تحریر سه تکه ای فرود از بیداد به درآمد

به سوی تربت لیلی شتابان + تحریر تکمیل ملودی شعر

( بیداد ): به هر سو دیده ی حسرت گشاده + تحریر سه تکه ای فرود از بیداد به درآمد

پس آنجا کودکی دید ایستاده


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در همایون با تار علی اکبر خان شهازی و ویلن ابراهیم منصوری


7.آواز اقبال السلطان در دستگاه شور

تار :علی اکبر خان شهنازی

ویلن :ابراهیم منصوری

دوره ی دوم ضبط صفحه :1305 شمسی


درآمد :

تحریر درآمد +

حکایت از لب شیرین دهان سیم اندام

تفاوتی نکند گر دعاست ور دشنام + تحریر تکمیلی درآمد به شکل رباعی

سلمک :

تحریر سلمک +

اگر ملول شوی یا ملامتم گویی + تحریر سلمک

اگر ملول شوی یا ملامتم گویی

اسیر عشق نیندیشد از ملال و ملام + تحریر سلمک + تحریر نغمه + تحریر سلمک + تحریر فرود بال کبوتر

قرچه :

تحریر قرچه +

رضوی : حریف خاص که از خویشتن خبر دارد

شراب صرف محبت نخورده است تمام + تحریر رضوی + فرود به سلمک + فرود به درآمد

حسینی و عزال:

تحریر حسینی و عزال+

شب دراز نخسبم که دوستان گویند

به سرزنش عجبا" للمحبّ کیف ینام + تحریر ملک حسینی + فرود به سلمک + فرود به درآمد


دانلود آواز اقبال السلطان(اقبال آذر)در شور با تار علی اکبر خان شهنازی و ویلن ابراهیم منصوری



۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۱۱
درویش محمد خراباتی


برای حلبچه

شعر:شیرکو بیکس


له دوای خنکانی حه له بچه

(پس از خفه کردن حلبچه)
سکالاییکی دریژم ....

(شکایتی بلند...)
نووسی بو خوا

(برای خدا نوشتم)
به ر له خه لکی بو دره ختیکم خوینده وه

(قبل از هر کس برای درختی خواندمش)
دره خت گریا

(درخت گریست)
له په نایا بالنده یه کی پوسته چی وتی باشه

(زیر درخت کبوتر نامه بری گفت)
کی بوت ده با ؟

(شکایتت را که به خدا میرساند؟)
گه ر به ته مای منی بیبه م

(اگر میخواهی من ببرم)
من ناگه مه عه رشی خوا.

(من به عرش خدا نمی رسم)
بو به شه و درنگ

(دیر وقت شد)


فریشته ی ره ش پوشی شیعرم

(فرشته ی سیاه پوش شعرم)
وتی : تو هیچ خه مت نه بی

(گفت: اصلا ناراحت نباش)
من بوت ئه به م ، هه تا سه ری

(من می برمش، تا بالاها)
تا که شکه لان

(تا اوج)
به لام به لینت ناده می

(اما قول نمی دهم)
خوی نامه که م لی وه رگری

(خدا خودش نامه را از دستم بگیرد)

خو ده زانی خودای گه وره کی ئه یبینی

(خودت خدا را بهتر می شناسی)
وتم سپاس ، تو هه لفره

(گفتم ممنونم. تو پرواز کن)
فریشته ئیلهام هه لفری و

(فرشته الهام پرواز کرد و )
له گه ل خویا سکالای برد

(شکایت را با خود برد)
روژی دوایی که هاته وه

(فردایش که بازگشت)
سکرتیری پله ی چواری نووسینگه ی خوا

(منشی درجه چهار دفتر خدا)
عوبید ناوی و هه ر له سه ر هه مان سکالا

(کسی به اسم عبید! در زیر همان شکایت)
به عه ره بی بوی نووسیبوم

(به عربی برایم نوشته بود)
گه وجه !!!!

(احمق!!!!)
بیکه به عه ره بی که س لیره کوردی نازانی و

(ترجمه اش کن به عربی که اینجا کسی کوردی نمیداند و )
نایبه ین بو خوا...

.(به دست خدا نمیرساند...)



۱۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۸
درویش محمد خراباتی


"دیدی که رسوا شد دلم"


آهنگساز:استاد علی تجویدی

شعر:رهی معیری

خواننده:مرضیه


دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که من با این دل بی آرزو عاشق شدم
با آن همه آزادگی، بر زلف او عاشق شدم
ای وای اگر صیاد من
غافل شود از یاد من
قدرم نداند
فریاد اگر، از کوی خود
وز رشته گیسوی خود
بازم رهاند.
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
در پیش بی دردان چرا؟ فریاد بی حاصل کنم
گر شکوه ای ز دل با یار صاحب دل کنم
وای به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
از گل شنیدم بوی او، مستانه رفتم سوی او
تا چون غبار کوی او، در کوی جان منزلم کنم
وای، به دردی که درمان ندارد
فتادم به راهی که پایان ندارد
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم، از فتنه گردون رهی
افتادم و سرگشته چون امواج دریا شد دلم
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم


دانلود دیدی که رسوا شد دلم با صدای مرضیه

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۳۲
درویش محمد خراباتی